تبليغاتX
www.nasl3vomi.ir
رسانه ای برای نسل سوم
چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 ساعت 23:38

چند روزی است اطلاعیه ای در معابر اصلی شیراز تحت عنوان طرد اتباع بیگانه غیر مجاز نظر هر عابری را به خود جلب می کند.

در بند دوم این اطلاعیه آمده است :

صاحبان خودروهائی که مبادرت به جابجایی مسافران بین شهری و درون شهری اعم از تاکسی ، اتوبوس ، خودروهای مسافربر شخصی و غیره مینمایند هرگونه جابجائی اتباع بیگانه غیرمجاز باعث توقف 6 الی 8 ماهه خودروهای حامل میگردد.

بندهای دیگر اطلاعیه هم دست کمی از بند فوق ندارد.

البته این اولین بار نیست که فرماندار شیراز به افغانی ها میپردازد ، زمستان 86  هم به نانواییها دستور داده بود به اتباع خارجی نان نفروشید.

همچنین اخیرا در یکی از مناطق حاشیه نشین شیراز آلونکهای فروش ضایعات آهن اتباع خارجی تخریب شد که در کنارش چند ضایعات فروشی ایرانی هم قرار داشت و به همان سرنوشت دچارشد ، جالب اینجاست که از طرف فرماندار محترم نفری 50 هزار تومان به خبرنگاران حاضر در صحنه رسید تا مبادا خبر آن به گوش کسی برسد.

از آنجایی که آقای احمدی نژاد در گفتگوهای خبری و در صدا وسیما به طورمستقیم و غیرمستقیم به برخورد با افغانی ها تمایلی چندانی نشان نداده است این حرکت فرماندار محترم یکی از نشانه های همراه نبودن جناح راست سنتی در امور اجرائی با رئیس جمهور است.

این نکته هم قابل ذکر است که با اجرای طرح تحول اقتصادی و با تقسیم رایانه ها به اقشار مختلف به طور خودکار اتباع خارجی تحت فشار قرار خواهند گرفت.

از همه ی این ها گذشته ، از نظر مکتب و مذهب ، تقسیم عادلانه بیت المال توسط پیشوای شیعیان علی علیه السلام بین عرب و غیرعرب که آن روزها در مرکز خلافت اسلامی(کوفه) حضور داشتند امری انکار ناپذیر است در صورتی که خلفای سه گانه حتی از حضور آزادانه غیر عرب در شهرهای اسلامی جلوگیری می کردند و این عمل فرمانداری شیراز با آیین حاکم بر جمهوری اسلامی خیلی جور در نمی آید .

در پایان پیشنهاد میدهیم جناب فرماندار وقتشان را بیشتر صرف مبارزه با مواد مخدر نمایند که مثل نقل و نبات قابل دسترس جوانان شیرازی است و مانعی جدی برای اشتغال و در مقابل مانعی مثل اتباع خارجی خطرش چندین و چند برابر است.

  

نوشته شده توسط سید علی علوی | موضوع: سیاسی - اجتماعی | لینک ثابت |
چهارشنبه نهم مرداد 1387 ساعت 23:13

بسم الله الرحمن الرحیم

مدت زمان مدیدی است در جمهوری اسلامی در مورد اقتصاد و ساختار اقتصادی بحث است که حالا ما باید اقتصادمان را با الگو گرفتن از غرب ساماندهی کنیم یا اقتصاد اسلامی را برای جامعه به کار ببندیم.

 اتفاقا رؤسای جمهور هم هر کدام با یک تفکر خاص ساختار اقتصادی دولتشان را پیش میبردند ، یکی قائل به الگوگیری از اقتصاد شرق و غرب بود و تلفیقی از هر دو را راه حل مناسب اقتصادی مملکت اسلامی نوپای ما میدانست و یکی هم قائل به ساختن اقتصاد اسلامی - حتی اگر شده با آزمایش خطا و مدل سازی-  است .

اما این فراز از فرمایشات اخیر رهبر معظم انقلاب ، راه ما را در این خصوص روشن میکند:

«ببينيد خداى متعال در آنِ واحد دو چيز را آفريده است:
يكى اين عالم آفرينش را، با همه‏ى قوانينش، با همه‏ى سننش.
 يكى قواعد شريعت را؛ دين مردم را، راهنمائى زندگى مردم را.
 اين دو تا را با هم آفريده؛ اينها با هم منطبقند. اگر شما طبق قوانين الهى - يعنى آن اراده‏ى تشريعى حق - عمل كرديد، زندگى شما و رفتار شما منطبق با قوانين آفرينش ميشود؛ مثل يك كشتى‏اى كه در مسير باد دارد حركت ميكند، باد به او كمك ميكند؛ در جريان آب دارد حركت ميكند، جريان آب به او كمك ميكند.»

و به طور مسلم  یکی از مهمترین قسمتهای شرع مقدس که اتفاقا دلایل فقهی زیادی در منابع اسلامی در خصوص آن وجود دارد همین اقتصاد است . حال هنر ماست که بیاییم با تحقیق ، بحث ، تتبع و جستجو در قرآن و روایات معصومین علیهم السلام ساختار به روز اقتصادمان را طراحی کنیم و نه تنها در کشور خودمان پیاده بلکه مدل استانداردی از آن را به کشورهای اسلامی ارائه دهیم .  

«سنن آفرينش به انسانى كه در اين راه حركت كند، كمك ميكند؛ منتها شرطش اين است كه شما حركت كنيد.»1

1- سخنرانی رهبر معظم انقلاب در  ديدار مسئولان نظام به مناسبت مبعث حضرت رسول اعظم (ص) ۸۷/۵/۹

نوشته شده توسط سید علی علوی | موضوع: سیاسی - اجتماعی | لینک ثابت |
پنجشنبه سی ام خرداد 1387 ساعت 20:3
بسم الله الرحمن الرحیم
مسئولین سایت نوسازی
سلام علیکم
با دیدن نوسازی جدید حس نوشتن پیدا کردم و همه ی این مطالب را یکجا در قسمت «ارتباط با ما» سایتتان تایپ کردم.
عنوانش را «بالاخره کدام یک حق اند؟» میگذارم و صد البته نامه ای است به شما که اگر جوابش را برایم بفرستید... (همان چیزهایی که میگویند، مزید امتنان است ، ممنون میشوم یا...)
الحق که آخرالزمانه
یک وقتی راهنمایی بودم!
سر از چیزی در نمی آوردیم ، دنبال بازیمان بودیم ، فقط کیهان بچه ها و ضمیمه های کودک و نوجوان روزنامه ها برایم جالب و بیشتر هم داستانهایش خواندی بود.
بعد رفتم دبیرستان!
برای خودش دنیایی بود با آدمهای تازه ای. معلمها کلاسشان بالاتر بود ، آنموقع ها ترمی واحدی بود . به ما گفتند باید خودتان انتخاب واحد کنید. یاد گرفتیم چانه بزنیم با مشاور که این پیش نیاز را بیخیال شو بگذار ما امتحان دو و یک را با هم بدهیم .
اتفاقا بحث های سیاسی هم داغ بود ، سر در نمی آوردیم اما سر مذهبی بودن ، میگشتیم ببنیم چه کسی ریش دارد میگفتیم او درست میگوید.
آنموقعها ایران و کیهان دعوا داشتند ، ایران را میخریدم و کیهان ، کیهان مطلب میزد ایران جواب میداد ، ایران مطلب میزد کیهان جواب میداد.
در درس آزمایشگاه الکترونیک جلوی تابلو در در حال بستن قطعات سر آقای هاشمی بحثمان میشد ، همکلاسیمان میگفت ، دائی ام که در فلان اداره ساخت وسائل مخابراتی است ، گفته یک آقای کت و شلواری آمده گفته من این کارخانه را یکجا میخرم ، بعد گفته اند تو کی هستی؟ گفته من فلان هاشمی ، (پسر هاشمی رفسنجانی) هستم . ما میگفتیم نه ، دروغ است میخواهند آقای رفسنجانی را خراب کنند .
بعد زد و رفتیم حوزه علمیه ، اتفاقا آن روزها هم خیلی مشتاق اینطور مباحث بودیم  و هنوز آقای خاتمی رئیس جمهور بود ، اتفاقا آنروزها هم بحث در مورد آقای رفسنجانی پیش می آمد ، معاون آموزش حوزه مان که انصافا آدم خوبی هم بود ، میگفت : شما نمی دانید وقتی هاشمی میخواست برود سفر امام میداد برایش گوسفند سر ببرند تا سالم برگردد.
اتفاقا خودش هم برایمان هفته ای یک ساعت تاریخ سالهای ابتدائی انقلاب و روند سیاسی - نظامی جنگ را میگفت( و خوب هم میگفت)
یکی دو سال از طلبه بودنمان گذشت ، همینطوری روزنامه ها را دنبال میکردیم و سر مقاله ها را میخواندیم و اینترنت را زیر رو می کردیم که شنیدیم برادر چمران شده رئیس شورای شهر تهران . اتفاقا او ریشش هم زیاد بود و به طبع ما سازگار! گفتیم چقدر خوب ، شهید چمران به اون باحالی بود لابد برادرش هم مثل خودش است (انصافا ایشون هم آدم جالبی است)
بعد خبر شدیم شهردار جدیدی آمده که آدم جالبی است ، میگویند حرفهای جالبی میزند.
اتفاقا در تلوزیون و گمانم در برنامه نگاه یک ، آقای چمران آمده بود و چگونگی انتخاب شهردار توسط شورای شهر و مدت زمان و لیست بلندبالای افراد مورد نظر و... ! آخر سر انتخاب احمدی نژاد اشتیاقم را برای دنبال کردن اخبار مربوط به او بیشتر کرد .
چندین ماه قبل از انتخابات بود ، تایپیست   بخش خبری ساعت 23 و چهل و پنج دقیقه صدا و سیمای فارس بودم (به خاطر اینکه نخواهند خواهران را دیر وقت به خانه بفرستند ، به ما گفتند کسی را نمیشناسی؟ گفتم : خودم) اتفاقا تلکس اخبار محرمانه را هم نگاهی می انداختم ، خبرهای جالبی میدیدم ، از جمله این که جامعه فلان ، حزب فلان ، گروه فلان و ... در فارس و شیراز  از آقای هاشمی دعوت کرده اند برای ریاست جمهوری کاندید شود. اتفاقا آقای هاشمی هم هی قر می آمد ، که باید ببینم اگر آدم باحالی بیاید من دیگر نمی آیم . ما هم میگفتیم این آقای هاشمی چقدر باحال است.
زمزمه هایی هم از قصد قالیباف و احمدی نژاد برای کاندید شدن به گوشمان میرسید که قالیباف به مراتب جدی تر بود.
زمستان تمام شد ، بهار علاوه بر زیبایی اش فصل جدی تر شدن انتخابات ریاست جمهوری بود ، اردیبهشت ، یعنی ماه تولدم ، دیدم نمی توانم بی اهمیت بمانم ، آخر گروههایی را میدیدم از آقای هاشمی حمایت میکردند که فقط به فکر منافعشان هستند ، همین امر گمانهایی را در ذهنم نسبت به این آقا ایجاد میکرد. با چند نفر مشورت کردم و برای حضور پر رنگ تر در صحنه انتخابات ، به بهانه درس و بحث از کارم استعفا دادم (اتفاقا میگفتند اگر بمانی آینده خوبی خواهی داشت ، اینجا تلفن چی کارگردان شده ، تو هم ...).
تنور انتخابات داغ داغ بود . اصولگراها چندین گزینه داشتند و اصلاح طلبان هم.
یکی میگفت آقای احمدی نژاد به نفع آقای هاشمی کنار میکشد . یکی میگفت قالیباف در اجماع اصولگرایان مطرح است.
خلاصه ما هم از قالیباف و کارهایش در نیروی انتظامی و صندلی داغش در صدا و سیما و... خوشمان آمده بود گفتیم میرویم سراغ قالیباف ، سایتش را در سرچ پیدا کردیم و تلفنش را نوشتیم و زنگ زدیم ستاد انتخاباتی اش ، خیلی هم باکلاس بود.شماره مان را گرفتند و گفتند خبرت میکنیم . منتظر خبر شدن نماندیم و شروع کردیم تبلیغ برای قالیباف به صورت زبانی(همان لسانی خودمان) ، تا این که یک هفته ، (شاید هم کمی بیشتر از یک هفته) مانده به موعد رای دادن ، یک سی دی از احمدی نژاد گیرمان آمد. گمان کنم سخنرانی اش در اصفهان بود ، داخل سالن بزرگی در جمع دانشجویان.
حرفهایش مرا به وجد آورد. هر چه میگفت حرف من هم بود . درد من هم بود. مطمئن شده بودم آمده است ، و برای ماندنش جدی است . نفهمیدم کی خودم را رساندم به ستاد انتخاباتی اش ، همانجا که تازه راه افتاده بود. آقای منافی تصویر بردار و یکی از همکاران آن شیفت خبری هم آنجا بود. با شور و شعف خاصی ، حتی  امتحانات پایانی حوزه را کلا بیخیال شدیم و با نیت یک کار انقلابی افتادیم به تبلیغ احمدی نژاد.
آخرین شب تبلیغات بود که اجماع علمای شهر را مبنی بر این که به هاشمی رای بدهید دیدم . بدنم یخ کرد. روحم درد گرفت. گیج شدم! از بعض علمای شهر اصلا انتظار نداشتم. (البته بعدها فهمیدم به آنها گفته اند -میگفتند اطلاعات گفته- اگر به هاشمی رای ندهید معین رای می آورد و ...)
دور اول که احمدی نژاد رای آورد!
دور دوم باز هم تقابل بود ، برای ما یک تقابل بزرگ. رفتم سراغ علمای شهر ، چند تایی که سکوت کردند و گفتند ما آن حرف قبلیمان را برای دور اول زده ایم در مورد دور دوم سکوت کرده ایم .
اما آیت الله حدائق خیلی با نمک گفت: من میخواستم به دوتایشان رای بدهم ، دور اول به هاشمی رای دادم الآن به احمدی نژاد.
این تقابل ، ظاهر شدن بخشی از دسته بندی موجود در مذهبی ها را در پی داشت .
برایم مشخص شد که بابا همه ی آنهایی که ریش دارند هم درست نمیگویند!
باز هم جان کندیم تا سوم تیر شد و احمدی نژاد رای آورد.
تازه اول ماجرا بود ، تازه فهمیدم ریشوها(همان مذهبی های خودمان) خیلی بیشتر از این حرفها دسته بندی دارند .
بازتاب (تابناک کنونی) یک دسته ، طرفداران آقای هاشمی یک دسته ، طرفداران احمدی نژاد یک دسته ، طرفداران قالیباف یک دسته ، یک عده اصلاح طلب ریشو هم یک دسته (اصلاح طلب مذهبی هم داریم به خدا!).
اما اکنون درمانده ام از این جماعت که بالاخره کدام یک حق اند؟
تابناک درست می گوید یا رجا نیوز یا نوسازی یا فردا یا آفتاب ، بالاخره کدامش درست است؟

نوشته شده توسط سید علی علوی | موضوع: سیاسی - اجتماعی | لینک ثابت |
دوشنبه بیستم خرداد 1387 ساعت 22:45

اس ام اس :

اگر با آمدن آفتاب از خواب بيدار شويم؛ نمازمان قضاست!

 

جوابها :

 

طلبه سال ششم : خرمشهر آزاد شد .

 

سرباز وظیفه : قانون 12 نیوتن میگه : وقتی میری توالت منتظر جاذبه زمین نباش! زور بزن!!!

 

طلبه پایه ی نه : بله .

 

استاد حوزه : بله .

 

طلبه پایه هفت: کلاس اول که بودیم مینوشتیم آن مرد در باران آمد اما حالا میدونم که تا اون مرد نیاد بارون نمیاد , ادرکنا یا مهدی (عج) (انگلیسی تایپ شده بود)

 

دانشجو برق دانشگاه آزاد: میدونی ام تی ان ایران سل یعنی چی؟ ام:مردم  تی:تلفن  ان:ندیده (انگلیسی تایپ شده بود)

 

طلبه(مبلغ کاروانهای زیارتی و مداح): سلام معنی آن چیست این که همه میدانند .

 

دکتر ف(استاد حوزه و دانشگاه) : ببخشید شما؟(انگلیسی)

 

یه شماره ناشناس: مشکلی دارم زه دانشمند مجلس بازپرس توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند .(وسط جوابها اومده گفتم بزنمش اینجا –هوینجوری-)

 

علی الف(عضو گروه باصر): مگر الان وسط جلسه نیستید؟

 

بازاری (اقوام نزدیک): یعنی چی؟(انگلیسی)

 

طلبه پایه پنچ و شش(داره پرشی میخونه): عمریست که از حضور او جا ماندیم / در غربت سرد خویش تنها ماندیم / او منتظر است تا که ما برگردیم / مائیم که در غیبت کبری ماندیم.

 

دانشجو دانشگاه آزاد(رشتشو نمیدونم) : فاطمیه آمد و آن همدم و مونس کجاست ؟ شمع میپرسد زپروانه گل نرگس کجاست؟ در (... – یعنی اس ام اس نصفه اومد)

 

طلبه پایه پنج: ما گوشه نشینان غم فاطمه ایم / محتاج عطا و کرم فاطمه ایم / عمریست که از دایر از بیگناه کشتید*(عین اس ام اس بود)

 

طلبه پایه چهار: بیا به زندگی نگاه کنیم به عشق به زیبایی به دریا به بهشت به جهنم به درک , اصلا به من چه ؟ به تو چه ؟ چیکار داری به این کارا ! (شکلک لبخند)! شما ؟

 

همون طلبه پایه شیش اولی : قال المعصوم : ما اهل بیت حجت خدا بر مردم هستیم و فاطمه (س) حجت خدا بر ما . شهادت حضرت زهرا(س) تسلیت .

 

شماره ناشناس: برای انسانهای بزرگ بن بست وجود ندارد چون بر این باورند که یا راهی خواهند یافت یا راهی خواهند ساخت .!

 

دانشجو کارشناسی ارشد ادبیات(از بستگان نزدیک) : 1- شهادت زهرای مرضیه بر شما تسلیت باد 2-پیامتون رو درست فرستادی؟ 3- عزیز خیلی التماس دعا دارم یه کاری دارم خیلی گره خورده . (انگلیسی)

 

معلم دبیرستان(پسر دائی) : ظهور امام زمان(عج) تجلی باطن همه ادیان الهی است "هانری کربن"

 

مهندس کامپیوتر(رهرو): چون آن آفتاب عالم تاب برآید نماز که سهل است همه عمران قضاست . پناه بر خدا .

 

طلبه پایه هشت : و آن مرد که اصبر الصابرین بود سر قبر همسرش ایستاد و گفت : قل صبری یا رسول الله ... .

 

دانشجوی حقوق(شاید هم حاج خانومشون جواب دادن): آنوقت میشویم عین مختار ثقفی! البته نماز پیش از وقت هم حکایت عجیبیست!

 

سرهنگ پاسدار الف : سلام اگر آفتاب زده باشد نیت قضا ، اگر در حال طلوع باشد به قصد رجا ، اگر یک رکعت هم قبل از طلوع باشد نیت ادا میکنیم . راستی نام شریفتان چیست

 

رئیس بسیج طلاب شیراز: جواب : بله قضاست.

 

مدیر داخلی حوزه علمیه امام سجاد (ع) اصفهان : در طوفان زندگی با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است.

 

طلبه پایه یک: سلام ، سید جون تو هم نصف شبی گیر دادیآ.

 

معاون اطلاعات و اخبار صدا و سیما: امام صادق(ع) شناخت حقیقت حضرت فاطمه (س) ادراک لیله القدر الهی است.

 

طلبه پایه یک: در دلت نور امید/ در سرت شور بهار/ هر دم از غم آزاد/ خانه ات گرم زمهر/ گره ایت از سر شوق/ خنده ات از ته دل/ هر غروبت دلشاد/روزگارت خوش باد.

 

طلبه پایه چهار: یا زهرا امام رضا علیه السلام : کانت لنا ام صالحه ، ماتت و هی علیهما ساخطه و لم یاتنا بعد موتها خبر انها رضیت عنهما! طرائف سید بن طاووس .

 

سردار سپاه -آقای الف : دعا کن هم اکنون بیدار باشیم که آمدن آفتاب نزدیک است. انشاء الله .

 

پسر خاله (راهنماییه): چون نامه اعمال مرا پیچیدند/ بردند و به میزان عمل سنجیدند / بیش از همه کس گناه ما بود ولی / مارا به محبت علی بخشیدند

 

طلبه پایه پنج: حضرت فامطمه زهرا (س) : من سه چیز از دنیا شما دوست دارم : تلاوت قرآن کریم ، نگاه به چهره رسول خدا (ص) انفاق در راه خدا. شهادت حضرت زهرا س تسلیت باد .

 

طلبه پایه سه : از وجد رقیفان بی وفا آغبت اینه فروش شهر کورها شدم.

 

دانشجوی الکترونیک (دانشگاه باهنر – میخواد طلبه بشه) : سلام آره قبولت دارم . ولی نفهمیدم منظورت چیه . (انگلیسی)

 

دانشجو (از بستگان) : تفسیر زهرا(س) در این دو حرف است قدر خمیده ، محراب کوتاه . التماس دعا

 

طلبه پایه شش: باید خطوط دلمان را کمتر اشغال کنیم شاید خدا پشت خط باشد .

 

طلبه پایه هشت: و با دمیدن آفتاب خفته ای بیدار نخواهد شد – یا ...

 

طلبه پایه یک(جانباز انفجار رهپوبان-12 روز در کما بود) : اگر از گناه ، مطهری ، رجائی هست که بهشتی شوی! اگر با هنر شهادت آشنائی، مفتح درهای بهشت خواهی شد.اگر باهمت ، تقوا پیشه کنی صیاد دلها میگردی . التماس دعا

 

نوشته شده توسط سید علی علوی | موضوع: سیاسی - اجتماعی | لینک ثابت |
یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 ساعت 13:18

بسم الله الرحمن الرحیم

صوت سخنران مراسم نماز میت و تشییع از شاهچراغ  

---------------

دل سنگ آب میشود !

«حاجی» لوله کش است ، و پسر عموی پدرم!

رفته بود «جواد» پسرش را که از کوچکی با هم بوده ایم در آی سی یو دیده بود . میگفت: فایده ندارد، این دیگر رفت!

این را که گفت با آن حالت نگاهش انگار تمام غصه های عالم را خراب کرده باشند روی سرم . هر چه تکه تکه های بچه ها را دیشب دیدم اصلا تاثیری بر روحیه ام نداشت، نمی دانم شاید احساس نداشته باشم و یا شاید تازه دارم می فهمم چه خبر بوده است .

هیمن الان خبر شهادت 2 تا از بچه های بستری در آی سی یو را هم شنیدم ، به این ترتیب حداقل دوازده ، سیزده نفری میشود جمعیت شهداء .

بمب آقا جان ، بمب !

ما در ساختمان حسینیه مان- (حسینیه سید الشهداء)  محل برگزاری مراسم کانون فرهنگی رهپویان وصال- یک محفظه ی شیشه ای داشتیم که یک و نیم متر از زمین فاصله داشت و یادگاریهای شهداء در آن بود ، حسینیه یک سوله است ، تقریبا به اندازه یک سالن فوتبال ، آخر سوله این محفظه قرار داشت . اول آن منبر ، موقع سینه زنی ، جمعیت کمی از منبر فاصله میگیرد و از آخر هم جمعیت در وسط حسینیه جمع میشوند لذا اطراف این این محفظه (یا به قول بعضی ها نمایشگاه) کمی خلوت میشد که انفجار هم موقع سینه زنی بود و گرنه تلفات بیشتر از اینها میشد!

این ها (فرماندار) اعلام کردند که بر اثر انفجار آن محفظه این اتفاق افتاده حال آنکه وقتی محفظه بترکد و مردم ایستاده باشند به دلیل ارتفاع محفظه باید بالاتنه جمعیت آسیب ببیند در صورتی که اکثر مجروحین و شهداء از پایین بدن مجروح شده بودند.

ممکن است مواد موجود در محفظه به انفجار کمک کرده باشند اما ابتدائا انفجار بوسیله بمب دست سازی است که در زیر همین محفظه گذاشته شده بود.

 

حرف آخر :

خون شهداء این قضیه کانون ما را ابدی و باقی کرد و بدانید اگر هر هفته در جلسه ما بمب بگذارند باز هم شنبه شب ها شرکت خواهیم کرد .

اللهم عجل لولیک الفرج واجعلنا من خدامه و المستشهدین بین یدیه

 

لینکهای مرتبط:

در باغ شهادت باز باز است

انفجار قوی در حسینیه سید الشهدا شیراز

ويژه/ علت انفجار شيراز؛ بمب دست ساز در يك كيف سامسونت


 

گزارش عيني از لحظات انفجار بمب - وبلاگ مرفه با درد

گزارش بمب گذاري - وبلاگ عطر سيب

انفجار بمب در شيراز - وبلاگ دنياي راه راه

چشمتان روز به روز كورتر باد - وبلاگ حرفهاي زوركي

والله خير الماكرين - وبلاگ بغض هاي نتركيده

گزارش بمب گذاري در كانون - وبلاگ نحل
سروده اي در وصف شهداي كانون - وبلاگ آقاي تيپ
انفجار در شيراز واهيت وهابيت را افشا كرد - وبلاگ نامحرمانه

لحظات انفجار بمب - وبلاگ کبوتر حرم

 ما آرزومون شهادته! - علم بي نهايت ، هنر،‏ دين ...

دلم می‌خواهد بگویم شهید…

نوشته شده توسط سید علی علوی | موضوع: سیاسی - اجتماعی | لینک ثابت |
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 23:31

بسم الله الرحمن الرحیم

سالروز امامت و ولایت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بر تمام شیعیان جهان مبارک باد .

نتایج عجیب و حیرت آور انتخابات در شهرستان لامرد ، جنوبی ترین شهر استان فارس ما را برآن داشت  تا این چند خط را تقدیم حضور همه ی عدالتخواهان ایران اسلامی کنیم چرا که : الساکت عن الحق شیطان الاخرس (سکوت کننده بر حق شیطان گنگ است.)

در حالی که در بسیاری از شهرهای کشور ، انتخابات سالم و تحسین بر انگیزی برگزار شد ، شاید تلخی بی توجهی به این بی عدالتی ، شیرینی حضور حماسی ملت را به کاممان تلخ نماید .

جناب آقای محمد علی حیاتی با کسب 59هزار رای به نمایندگی شهرستان مهر ولامرد (بنویسیم برگزیده یا منصوب؟)شدند!

طی چند سطر به بررسی خبر فوق می پردازیم :

آقای حیاتی در اوج محبوبیت خود واقبال عمومی  در دوره گذشته حدود 34هزار رای کسب می نماید حال چگونه است که در این دوره با داشتن یک رقیب جدی به نام عبدالله حسینی که اتفاقا به خاطر عدالتخواهی و خاکی بودن شهرت خاصی در بین مردم شهر پیدا کرده است ، آراء  آقای حیاتی به حدود دو برابر دوره قبل و با این فاصله و قاطعیت می رسد؟

نکته ی عجیب دیگر این که عبدالله حسینی رقیب جدی حیاتی ، سوم می شود و نه حتی دوم !

در همین حال طرفداران آقای حیاتی در شهر با خیال راحت ، اعلام می کنند ، آراء فلانی را دور ریختیم ، یا شخصی می گوید : من خودم آراء دو روستا را خریدم . تازه اینها غیر از مواردی است که با یک شناسنامه چندین رای داده شده است . و یا با شناسنامه فرد به سن تکلیف نرسیده یا میت رای داده شود .

و باز هم غیر از کم لطفی های قبل از انتخابات است که مثلا سخنرانی عبدالله حسینی در حسینیه ها ممنوع اعلام می شود!

مستندات موارد گفته شده موجود بوده و به مقامات مربوط تحویل خواهد شد.

این ها همه یک طرف قضیه ،  طرف دیگر آن این که اگر کسی بخواهد به این روند اعتراض کند پاسخ خواهد شنید:

آقا ! دشمن شاد می شویم ، بیگانگان از اعتراض شما سوء استفاده میکنند!

و یا : رهبر معظم انقلاب فرموده اند ، سلامت انتخابات تضمین شده ، اگر شما اعتراض کنید نقض حرف رهبری است .

قضاوت را بر عهده مخاطب گرامی می گذارم .

چرا باید فردی با اعتماد به پشتوانه جناحی و رسانه ای قوی بتواند اینگونه قلدر مآبانه همه چیز نظام را زیر سوال ببرد و هیچ کس هم حق اعتراض نداشته باشد؟

آیا ما انقلاب کرده ایم که این گونه قلدر مآبی ها بر مردم شریف و همیشه در صحنه ،  دلسوز و صبور اعمال شود؟

آیا این گونه تقلب در انتخابات نقض سخن رهبری است یا اعتراض  به تقلب ؟

 

اگر ستاد محترم نظارت بر انتخابات کشور بخواهد بر روند انتخابات این شهرستانها نظارت کند ، نباید از مسئولین محترم استان که به خاطر پشتیبانی روزنامه سبحان به مدیر مسئولی نماینده فوق الذکر در انتخابات شیراز ، نمک گیر شده اند برای نظارت استفاده شود .

این مهم مستلزم حضور یک تیم کارشناسی بی طرف از راس دولت محترم جهت بررسی دقیق در مورد این انتخابات است .

امید است دولت محترم عدالتخواه و رئیس محترم جمهور در این امر تساهل ننموده و کام مردم شریف شهرستانهای لامرد و مهر را در این روزهای عید تلخ ننمایند.

 

بحث و تبادل نظر

 

نظرات ديگران :

 

نظرات جالبی برای این مطلب درج شد  که میتوانید آنها را در ادمه مطلب ببینید

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید علی علوی | موضوع: سیاسی - اجتماعی | لینک ثابت |
سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 ساعت 0:29

بسم الله الرحمن الرحیم

وقتی می نشینیم تحلیل میکنیم تهاجم رسانه ای - فرهنگی غرب را یکی از مواردش را ایجاد نارضایتی عمومی ذکر میکنیم .

اما به راستی نارضایتی عمومی دلیلش فقط رسانه ها و معاندین نظام هستند؟!

در هر کدام از دستگاههای اجرایی زیر مجموعه ای هست به نام : روابط عمومی . یکی از وظایف روابط عمومی ها ارتباط با مردم و ترسیم نقش مثبت آن سازمان در اذهان عمومی است ، اما خیلی وقتها از دستورالعمل ها - ی ناقص و غیر کارشناسی - یک ذره اینطرف و آنطرف تر نرفته و اصلا برایشان مهم نیست که در شهر نسبت به آن سازمان چه فکری میشود؟!

چند نمونه در شهر شیراز:

رفته بودیم سازمان آب و فاضلاب برای پرداخت حق انشعاب فاضلاب که این روزها در شیراز خیلی از مردم را به این ادراه کشانده است ، از همان در ورودی مردمی را میدیدیم که خسته از پیچ و تابهای اداری غر و لند می کنند ، داخل راهروهای اداره هم که مردم منتظر بودند نوبتشان شود و کارشان راه بیفتد با هم صحبت می کردند و میگفتند : من شنیدم سازمانهای بین المللی کل مبلغ فاضلاب شیراز رو دادن! حالا اینا دوباره دارن از ما پول میگیرن!

خب این خیلی تعجب بر انگیز است ، اتفاقا خیلی از کارمندان اداره آب و فاضلاب هم بیخیال از کنار این حرف می گذشتند ، در همین پیچ و تابها از یک مهندس خوش برخورد قضیه را پرسیدم جواب داد: بانک جهانی وام داده و بلاعوض هم نیست باید برگردانده شود .

سوال اینجاست ، اگر واقعا پاسخ این آقای مهندس صحیح است چرا یک تابلو در آن اداره نصب نمی شود و این نکته به مردم اطلاع داده نمی شود؟!

در ثانی آیا نمی شود فواید فاضلاب شهری برای مردم شرح داده شود ، تا با خیال راحت وتحمل مراحل اداری نسبت به پرداخت حق انشعاب آن اقدام نمایند؟!

 

مورد دوم : همه ی ما در قسمتهایی از شهر از جمله بلوار مدرس فنس های بد قیافه مترو را دیده ایم ، در این که مترو برای شهر بسیار مفید و حتی ضروری است شکی نیست ، اما سوال اینجاست آیا نمیشود به جای این سیمهای کج و معوج دیوارهای چوبی یا از هر جنس ارزان دیگر نصب کرد و بر روی آن فواید مترو را نوشت ، تا مردم بدون هیچگونه اعتراضی حتی با خوشحالی از کنار آن رد شوند و مشکلاتش را هم بپذیرند؟ آیا نمی شود از آن به عنوان یک منبع درآمد بوسیله اجرای فضای تبلیغاتی استفاده کرد؟

 

بنابر این به نظر می آید در این عصر  که بوسیله رسانه حتی ذائقه مردم را به چیزهای مضر سوق میدهند ، حداقل استفاده از امکانات را بنماییم و با کوتاهی هائی همچون موارد ذکر شده مردم را نسبت به انقلاب شکوهمند اسلامی که انصافا با تمام این حرفها با جان و دل پشتیبان آنند بدبین ننمائیم .

 

بازتاب مطلب در سایت خبری فارس تیتر

 

 

 

نوشته شده توسط سید علی علوی | موضوع: سیاسی - اجتماعی | لینک ثابت |
سه شنبه نهم بهمن 1386 ساعت 21:8

بسم الله الرحمن الرحیم

بالاخره بعد از هفت ، هشت ماه بدهکاریهای ما صاف شد و چهل پنجا تومن ته جیبمون موند ، ما هم انگار این ندید پدیدا رفتیم و دامین دات آی آر گرفتیم . خب مصادف شد با سالگرد پیروزی انقلاب ، یعنی همون انقلابی که ما خودمون را نسل سوم آن میدانیم.

باید بازگشت کنیم به روزهای زندگی نسل اول و دوم ، ببینیم تفاوت رفتاری ما با اونها چیه ؟ البته این که اونها کار درستی انجام دادن برای ما ثابت شده ، وگرنه نسل سومی نامیدن خودمون بی مورده ! لذا اگر خیلی اعتقادی به درست بودن انقلاب اسلامی نداری ! بهتره همین الان اون کلید قرمز بالا، سمت راست صفحه رو فشار بدی و خودتو راحت کنی !

ما باید حال و هوای آنها رو درک کنیم ، در حال و هوای آن زمانها قرار بگیریم بتونیم خودمون رو توی اون موقعیتها تصور کنیم. (لازم به ذکر است هیچ کدام از برنامه های صدا و سیما ، ما را خیلی در آن حال و هوا قرار نمی دهد ، بهتر است همین الان درصد استفاده از اون رو برای این منظور رو بین ده تا 15 تنظیم کنید)

اما چه جوری وارد اون حال و هوا بشیم ؟

پیشنهاد من : خاطرات!

خاطرات چه کسی ؟ کجا اون رو پیدا کنیم ؟!

خاطرات اونایی که توی اون فضا نفس کشیدن و فعال بودن.

فکر نکنیم انقلابی بودن فقط مال نسل اوله ، نه مال نسل دوم هم هست فکر میکنید چند درصد از کل جمعیت نسل دوم انقلاب وارد فضای جهاد و مبارزه شدند؟! تعداد کل افرادای رو که توانایی حضور در این میدان داشتند رو تقسیم بر شهداء جانبازها ، ایثارگران کنید ببینید چه عددی به دست میاد .

پس لا تستوحشو ا من طريق الحق لقلة سالكيه نترسید از کمی پویندگان راه حق. خودمونیش : کم نیاریم.

نسل اول و دوم یعنی چه ؟ منظورم از نسل اول آن جوانهایی است که در سالهای پیروزی و چندین سال قبلش بوده اند ، نسل دوم یعنی آنهایی که جوانیشان خورده به جنگ و دفاع مقدس و نسل سوم یعنی جوانهایی که جوانیشان خورده به این روزها(تو و من).

یکی از بهترین راههای ورود به حال و هوای این دونسل رجوع به خاطرات آنها است ، اما نه هر خاطره ای خاطره ای که بدون مصلحت سنجی بیخودی و از سر و تهش زدن گفته بشه .

کتاب : خاطرات احمد احمد ، رو برای بررسی خاطرات نسل اول پیشنهاد میکنم. این کتاب داستان خیلی جذابی داره شرط می بندم اگه بازش کردی تا تمومش نکنی زمین نمی ذاری .

کتاب : حماسه یاسین (خاطرات سید محمد انجوی نژاد) رو برای ورود به حال و هوای نسل دوم پیشنهاد میکنم . البته باید در کنارش کتابهای دیگه هم جسته و گریخته سر بزنید تا اطلاعاتتون جامع بشه . اما این کتاب هم حجمش کمه اما خیلی جواب و متاثر کننده.

مجله سوره(بهتر بگم سوره خدا بیامرز) ، هم مصاحبه های خیلی جالبی با این دونسل داره که اگر نخوانید ...! (همان تهدیدها که همه میکنن دیگه!)

ومجله : امروز هم  مجله راه یعنی همان تحریریه اخراجی سوره خدا بیامرز.

 

آخرش :

ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم

در ره عشق جگر دار تر از صد مردیم

هر زمان بوی خمینی به سر افتد مارا

دور سید علی خامنه ای می گردیم

 

فکر نکنید این اوضاع و احوالی که تو مملکت ماست مورد رضایت ماست ، چنان مافیای چپ و راست چمبره زدن که اگر رهبری دستور وحدت نداده بودند ، چیزهایی می گفتم که مرد از نامرد مشخص شود.

اما اینها هم زائل شدنی است و خدائی که شاه را کنار گذاشت اینها را هم کنار میگذارد.

اما خداییش ما برای این انقلاب چه کردیم ؟ به نظر من باید اول بشیم خار چشم بعض این مسئولین نامحترم -فرقی نمی کند راست باشد یا چپ ریشو باشد یا سه تیغه- و طوری اشکالات رو تذکر بدیم که فکر نکنند مملکت بی صاحب است ، خدا شاهده ما داریم چوب سکوتمون رو میخورم ، آقا فلان سازمان مشکل داره ، تا حالا شده تذکر بدیم؟

فلان جا داره به مردم ظلم میشه ، تا حالا شده بریم و اعتراض کنیم ، لزوما سر وصدا نمی خواد. راه و چاه داره.

خیلی حرفها در این مورد دارم و اعتقاد دارم: باید کاری کرد.

 

این هم برای تنوع :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تصاویر از سی دی سبک زندگی ۵۷ که توسط همشهری جوان آماده شده بود برداشته شده است .

رفقای شیرازی اگه خواستند یه بوق بزنند سی دی رو بدم از روش رایت کنن . خیلی خفنه!

 

نوشته شده توسط سید علی علوی | موضوع: سیاسی - اجتماعی | لینک ثابت |
یکشنبه هفتم بهمن 1386 ساعت 22:1
بسم الله

نمیدونم حتما باید اینجا مطلب بزنم یا ...

اما بالاخره باید از یه جایی رسما شروع کرد حالا چقدر خوب سالگرد انقلاب باشه و ما هم نسل سوم همین انقلاب!

این روزا هم امتحان دارم هم باید بروم دنبال کارهای خانه . شرکت آب و فاضلاب زحمت کشیده برای شیراز فاضلاب کشیده حالا نامه اومده که بیایید پول انشعاب فاضلابتون رو بدید .زدیم و رفتیم خدمتشان دیدیم مثل این که بحث یه قرون و دو قرون نیست سیصد چهارصد هزار تومن پول میخواد .

قرار شد قسط بندیش کنن اما در این رفت و آمدها به اداره آب وفاضلاب منطقه چهار شیراز، چیزهایی هم دستگیرمان شد از جمله این که بین مردم شیراز شایعه شده که سازمانهای بین المللی کل پول فاضلاب شهر رو دادن و اینها نباید از مردم پول بگیرند سوال اینجاست که اگر این قضیه درسته که باید بیان توضیح بدن که این پول بابت چیه ؟ و اگر این شایعه اشتباهه چرا روابط عمومی سازمان آب و فاضلاب اعلام نمی کنه و روی در و دیوار سازمانش نمیزنه که مردم نسبت به این امر توجیح بشن ؟

نوشته شده توسط سید علی علوی | موضوع: سیاسی - اجتماعی | لینک ثابت |
جمعه شانزدهم آذر 1386 ساعت 2:36

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت علی علیه السلام به نان خشک جوین اکتفا کرده و در جایی فرمودند : « اگر من مى خواستم غـذاى خـود را از عـَسـَل مـُصَفّى و مغز گندم قرار دهم و جامه هاى خويش ‍ را از بافته هاى حـريـر و ابـريـشـم كنم ممكن بود، ليكن هيهات كه هوى و هوس بر من غلبه كند و من طعامم چـنـيـن بـاشد ، شايد در حجاز يا در يَمامه كسى باشد كه نان نداشته باشد و شكم سير بـر زمـيـن نـگذارد، آيا من با شكم سير بخوابم و در اطراف من شكم هاى گرسنه باشد؟...»

                                                            نهج البلاغه ترجمه شهيدى ص 318 ، نامه 45.

چقدر خوب است مثلا مسئول اتوبوس رانی با اتوبوس جابجا شود چرا که دیگر نیازی به نوشتن یادداشت ما نخواهد بود.

کرایه های اتوبوس های درون شهری  به طور دقیق مشخص نیست ، معلوم نیست 35 تومان است یا 40 تومان آخر سر هم راننده با ادعای نداشتن پول خورد 50 تومان از مسافر می گیرد.

مگر این یک معامله دوطرفه نیست ؟ چرا مسافر همیشه باید در این معامله متضرر شود ؟ معمولا 25 تومانی زیاد پیداد میشود اگر راننده 25 تومان در موقع نداشتن پول خورد از مسافر بگیرد یعنی ده تومان ضرر راننده نه مسافر . که البته اتوبوسرانی می تواند راننده را موظف به این امر نماید (آن موقع می فهمیم واقعا پول خورد کم است یا ...! )

نکته ی دیگر رعایت نشدن شئون اسلامی است که گاه توسط مسافرین و گاه توسط راننده اتوبوس صورت میگیرد . وقتی یک میله جدا کننده وسط اتوبوس نصب شده در صورتی که راننده خواهران را از در جلو اتوبوس سوار نکند هیچ مشکلی پیش نمی آید .

حال از این هم که بگذریم دیگر  رفتن شاگرد راننده به میان خواهران برای گرفتن کرایه اصلا توجیهی ندارد مگر نمی شود به طریق دیگری کرایه از مسافر گرفته شود .

سازمان اتوبوسرانی میتواند با نصب یک پوستر زیبا و فرهنگ بیشتر این مشکلات را حل کند.

مثلا به صورت زیر:

 

راننده موظف است مبلغ کرایه اتوبوس را در دید مسافر نصب نماید .

راننده موظف است باقیمانده کرایه مسافر را تمام و کمال برگرداند و در صورت نداشتن پول خورد از سهم خودش بگذرد نه از سهم مسافر.

راننده یا شاگر او نباید به قسمت خواهران برای اخذ کرایه مراجعه نماید .

شهروند گرامی ؛ جهت حفظ شئون اسلامی شهرمان (پایتخت فرهنگی کشور) برادران فقط از در جلو و خواهران از در عقب اتوبوس سوار شوند.

 مسئولین شهری خادم مردم اند :

شهروند گرامی در صورت رعایت نشدن امور فوق موارد تخلف را به شماره تلفن : .....

اطلاع دهید تا سریعا بررسی و برخورد لازم انجام شود .

 

 

و در آخر : چرا شیراز نباید مثل بعضی از شهرهای کشور یک کمیته ترویج فرهنگ شهروندی داشته باشد ؟!!!

 

لینک انعکاس این مطلب در سایت فارس تیتر

 

نوشته شده توسط سید علی علوی | موضوع: سیاسی - اجتماعی | لینک ثابت |
دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 ساعت 20:21

بسم الله الرحمن الرحیم

و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین

حضرت آیت الله  ، عالم بزرگوار ، طلبه گرامی و مسئول محترم شهر

 

قبل از شروع بهتر است بر این نکته تاکید گردد که این مطلب بدون وابستگی به دفتر هیچ یک از علماء یا نهاد خاص تنظیم گردیده است ؛ و این مطلب قبلا هم با مسئولین محترم حوزه علمیه فارس و همچنین با مشاور محترم امور روحانیت استاندار فارس در میان گذاشته شده که عکس العمل قابل توجهی نداشته است.

نیازی به استفاده از آمار و ارقام نیست چرا که در همه ی شهرهای کشور و حتی شهرهای کوچک ، محیط های آموزشی متعددی وابسته به وزارت علوم و دیگر دانشگاههای غیر انتفاعی وجود دارد .

پرداختن به علوم مختلف در دوران معاصر رواج زیادی یافته است و این مهم لزوم ایجاد فضاهای آموزشی را چند برابر می کند. علوم دینی که به عنوان علم حقیقی و سرنوشت ساز در زندگی انسان اعم از دنیوی و اخروی  است نیز شاخه ای از این علوم است که متصدی آن حوزه علمیه می باشد .

نیازی به صغری ، کبری چیدن و اطاله کلام نیست ؛

مایه ی تاسف است ، حوزه علمیه استان فارس با این همه طلبه ، یک ساختمان مستقل برای خودش ندارد و هر سال باید از اینجا به آنجا نقل مکان کند و از واحد امانتی به آن واحد استیجاری اسباب کشی نماید . جالب است بدانید ، بعضی از واحدهای آن در یک نقطه شهر و قسمت دیگر در نقطه دیگر شهر است به صورتی که یک طلبه برای گرفتن یک امضا و پیگیری یک پرونده باید حدود 6 ، هفت بار بین این دو مکان رفت و آمد کند .

بعد از اشکال گرفتن و انتقاد از مسئولین محترم حوزه ، ایشان می فرمایند : پول نداریم .

می گوییم : از آقایان عظام و مسئولین شهر کمک بگیرید ، میگویند : علما که ندارند ، و نمی خواهیم زیر بار دولت برویم و حتی با فلان مسئول شهر هم که صحبت کرده ایم فلان مبلغ ناچیز بیشتر کمک نکرده است .

در جواب باید گفت : همین الآن چند تن از علمای شهر شیراز در حال ساخت مدرسه ی علمیه با امکانات خوب هستند که اشاره مصداقی ، دور از ادب است .

و همچنین آیا تسهیل امر طلاب در جامعه ی جمهوری اسلامی اثر نمی گذارد که نهادهای دولتی در خصوص یک ساختمان در مقابل هزاران ساختمان دانشگاهها هزینه کنند ؟

در ضمن ما از بزرگترهایمان شنیده ایم که به دلیل نبود فضا برای وقف در شهر شیراز در زمانهای قدیم ، به بیرون شهر رفته و از آنجا زمینی را وقف حوزه می کرده اند ؛ با توجه به این مطلب و همچنین بلا استفاده ماندن بسیاری از ساختمان های حوزه های علمیه قدیمی در شیراز که باز هم ذکر مصادیق آن اسائه ادب است ، آیا این انصاف است که بگوییم امکانات نداریم ؟

شاید بتوان به این نتیجه رسید که نیاز به یک مدیریت و همانگ کننده در وسط این همه امکانات به طور جدی حس می شود ، چرا که در صورت استفاده مطلوب نه تنها مشکل ساختمان مرکز مدیریت بلکه امکان ساخت فضای تحقیقاتی ، پژوهشی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم در شیراز که اثر بسیاری در جو علمی حوزه و همچنین امور مربوط به مبلغین دارد و همچنین کارهای دیگر  نیز فراهم می شود .

پیشنهاد ما این است که گروهی متشکل از :

نماینده مرکز مدیریت حوزه علمیه فارس ، نماینده امام جمعه محترم ، نماینده علمای محترم شهر ، نماینده اداره اوقاف ، نماینده سازمان تبلیغات و همچنین نماینده کلیه دستگاههای ذیربط مانند استانداری ، شهرداری و... جمع شوند و این مسائل را بررسی نموده و راه حل عملی پیدا کنند .

 

آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین

یه نسل سومی

 

رونوشت :

دفتر مقام معظم رهبری

پایگاه رسمی مرکز خبر حوزه های علمیه

خبرگزاری رسا

 

لینک انعکاس این مطلب در سایت فارس تیتر

 

نوشته شده توسط سید علی علوی | موضوع: سیاسی - اجتماعی | لینک ثابت |
پنجشنبه پنجم مهر 1386 ساعت 14:32

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز ظهر کانال تلوزیون را عوض کردم . مبهوت به صحنه هایی کوتاه از یک فیلم که ظاهرا در مورد حضرت مسیح علیه السلام بود خیره شدم .
با دقت صحنه های کوتاه را دنبال کردم ، مشخص بود تبلیغ است ، برای یک فیلم اما سینمایی بودن یا نبودنش را ... ، ناگهان جرقه ای در ذهنم ایجاد شد ، شادمان فریاد زدم : فیلم مسیح طالب زاده . 
رفتم ، گشتم و متن گفتگوی سوره را با طالب زاده پیدا کردم .
به نظر من باید قشر مذهبی همه بروند این فیلم را ببینند این فیلم حتی باید از اخراجی ها هم بیشتر فروش کند .

بخوانید:

اگر فیلمم موج ایجاد نکرد برمیگردم و مجموعه تلوزیونی میسازم

...
خود شما الان چه می‌كنید؟ چه فیلمی می‌سازید؟

الان فیلم مسیح را می‌سازم.

نسخه نهایی با نسخه‌ای كه در جشنواره سال گذشته نمایش داده شد، چقدر فرق می‌كند؟

چون ما دو روایت درباره مسیح داشتیم، دو روایت متفاوت را به طور كامل فیلم‌برداری كردیم. یك روایت را كه تلاطم كمتری داشت، اول مونتاژ كردم و صفحه‌های كلیدی دادگاه عیسی را ندادم. فقط تا شام آخر است و بعد تمام می‌شود. آن نسخه‌ای كه برای پذیرش در جشنواره دادیم و در سه قسمت جشنواره پذیرفته شد، تا آخر محاكمه بود. ولی به قطع نگاتیو كه رسید، احساس كردم این روایت صحیح نیست، كذب است. اینكه یكی از حواریون صالح عیسی به جای او مصلوب می‌شود، همه آن قصه هم بر اساس همان خط بود. بنابراین روایتی را كه برای نمایش آن پرهیز داشتم، رسیدم به آنكه همین روایت صحیح است و همین را كار كردیم و الان مشغول مراحل پایانی‌اش هستیم.

در این نسخه چه اتفاقی می‌افتد؟

روایت مشهور است. روایت اول، كه همه مفسرین قرآن از جمله علامه طباطبایی و بسیاری از دیگران معتقدند كسی كه به حضرت مسیح خیانت كرد، به شكل عیسی درآمد و به صلیب كشیده شد.

هر دو روایت اسلامی است؟

بله، هر دو روایت اسلامی است. چهار ـ‌ پنج روایت است كه مشهورترین آنها این دو روایت است، هر دو را فیلم‌برداری‌ كرده‌ام. منتها می‌خواستم ببینم آتش انتقاد از كجا می‌آید. مسیحیها ناراحت می‌شوند؟ یهودیها ناراحت می‌شوند؟ چه كسی واكنش نشان می‌دهد. لازم بود تست كنیم و بر اساس نتیجه‌ای كه به دست آوردم، سراغ اصل مطلب رفتم.

پیش‌بینی‌تان درباره استقبال و رویكرد مردم به فیلم «بشارت منجی» كه حالا مشغولش هستید، چیست؟ فكر می‌كنید مورد توجه قرار بگیرد؟

راستش نمی‌دانم. زود است كه بخواهم پیش‌بینی كنم. صبر كنید تمام شود، بعد شاید بشود بهتر درباره‌اش حرف زد. مطمئن باشید اگر این فیلم اكران شود و مخاطب نگاه نكند، فیلم بدی ساخته‌ام. زمانی این كار خوب است كه اولا‌ً بیرون از مرزهای ما یك دعوا راه بیندازد كه بالاخره مسیح پسر خدا هست یا نیست. در این زمینه كه ما تقیه‌ای نداریم یا آن‌قدر خوب باشد كه بشود در دنیا لااقل درباره بعضی ویژگیهایش حرف زد. اما این هم كافی نیست. چون كه ما این فیلم را برای جشنواره نساخته‌ایم. اگر مردم این فیلم را دیدند و در خارج از كشور بازتابی داشت و موجی ایجاد كرد و مسیحیها را به فكر انداخت كه دوباره قرآن را بخوانند و بعد توانستم نگاهی را در دنیا تغییر دهم، آن وقت فیلم خوبی ساخته‌ام و فیلم بعدی را هم خواهم ساخت. اما اگر این كار را نكردم، برمی‌گردم و گزارش تلویزیونی تهیه می‌كنم..

شماره ۲۲ نشریه(مرحوم)سوره صفحه ۱۴

خاطره تلخ از فیلم اخراجی ها 

یاد خاطره تلخ از اخراجی ها افتادم . بعد از تعطیلات نوروز ۸۶ رفتم مرکز مدیریت حوزه علمیه اصفهان مستقیم رفتم معاونت فرهنگی .یکی از نیروها به نام  آقای عبداللهی را از قبل یک آشنایی مختصری داشتم .
شروع کردم رایزنی در مورد اکران فیلم اخراجی ها برای طلاب . او هم با روی خوش ما را تحویل گرفت و پیگیر شد و بعد از چند دقیقه گفت : سینما فرهنگیان که ما باهاش قرارداد داریم همیشه فیلمها رو به خاطر ارزانتر خریدن بعد از سینماهای دیگه میزاره . به همین خاطر طول میکشه اما ما حتما پیگیر خواهیم بود .
ما هم خوشحال عکسی از آقای عبداللهی گرفتیم و امیدوار رفتیم خبرش رو تنظیم کردیم و دادیم کی از بچه ها با عکس فرستاد خبرگزاری رسا ، اکران فیلم اخراجی تا یکماه دیگر برای طلاب اصفهانی.
البته این اولین و آخرین خبری اون بیچاره بود که تو رسا درج میشد . چون چند تا خبر دیگه هم گفتم بفرسته دیگه درج نشد که نشد . چرا ؟
به خاطر این که اصلا فیلم اخراجی ها اکران نشد و بعد ها دیدم یک خبری از معاونت فرهنگی حوزه درج شده ، البته این دفعه مصاحبه با رئیس کل بود احتمال میدم در مورد اخراجی ها هم سوال شده بوده و اونا تکذیب کردن .
البته من قصد داشتم چاپ خبرش رو ببرم به آقای عبداللهی بدم ولی خب هی امروز و فردا کردیم و آخرش هم ول شد.
خلاصه این ناشی بازیهای ما باعث شد رفیق بچارمون هم که خودمون تشویقش کرده بودیم کار خبری کنه از کار با رسا نا امید بشه . البت روحش هم از این جریان خبر نداره .

نوشته شده توسط سید علی علوی | موضوع: سیاسی - اجتماعی | لینک ثابت |
یکشنبه یکم مهر 1386 ساعت 17:41
بسم الله الرحمن الرحیم

دست تقدیر اینگونه رقم زد که ما هم مثل مدرسه ای ها اول مهر سر کلاس حاضر شویم . و اولین جلسه درسمان در شیراز کلاس اصول فقه کتاب الموجز باشد .
شیراز آمدنمان هم قصه دارد او اول انتقالی تا روز ثبت نام . که اگر حسش بود می نویسمش .  
الحمد لله .

اما تاکسی های شیراز :

چند سال پیش بود گمانم از میدان ارتش می خواستم بروم دروازه سعدی پیرمردی هم در تاکسی نشسته بود میگفت : قدیم ها مسافر مسیر را مشخص می کرد اما الان تاکسی مسیر را مشخص می کند .
قدیم ها مسافر میگفت : تاکسی . بعد تاکسی باید مسافر را تا مقصدش می برد . اما الان مسافر مسیرش را میگوید اگر برای تاکسی صرف داشته باشد و یا به مسیرش بخورد مسافر را سوار میکند و الا فلا.
این روزها اگر زیر آفتاب داغ ایستاده باشی و تاکسی ها خالی از روبرویت رد شوند و عین خیالشان نباشد که تو مسافری اصلا تعجب نکن . 
البته این اشکال یکی به فرهنگ سازی در مملکتمان برمیگردد و از طرف دیگر هم به تاکسیرانی.
فرهنگ سازی در مملکت به این صورت که تاکسی ها روزی رسان را خدا بدانند و به امید یک لقمه چرب و نرم مسافرهای یکی دو کورس را روی زمین نگذارند و همچنین خدمت به خلق را هدف خود قرار دهند که در کنارش روزیشان هم خواهد رسید .که در همین خصوص هم میطلبد خود تاکسیرانی کار فرهنگی کند و بروشور و جزوه و تبلیغات ارائه دهد . 
اما گیر کار تاکسیرانی کجاست ؟
تاکسیرانی باید نظارتش را بر تاکسی ها قوی کند . اگر یک تاکسی در یک خط خاص رفت آمد میکند که هیچ و گرنه تاکسی ای که در شهر می چرخد معنی ندارد خودش تصمیم بگیرد چه کسی را سوار کند یا نکند . او باید مسافر را جابجا کند اصلا معنی تاکسی یعنی همین . البته بعضی از تاکسی ها میگویند پول خورد نداریم خب این وظیفه تاکسیرانی است که پول خورد تاکسی ها را تامین کند که مسافرین بیچاره یکی دو کورسی روی زمین نمانند . 
این قضیه میتواند با اعلان تاکسیرانی مبنی بر این که اگر دیدید یک تاکسی دارد خالی می رود و شما را سوار نمیکند شماره اش را یادداشت کنید تا با او برخورد شود .
البته ممکن است به بعضی ها اجحاف شود اما باید یک جدیتی نشان داده شود که تاکسی ها حساب کار دستشان بیاید . 
این کار حتی با ناظر گذاشتن در مسیر ها هم امکان پذیر است . چندی پیش در یکی از شهرهای بزرگ کشور داشتم از یک طرف خیابان به طرف دیگر میرفتم که دیدم یک بنده خدایی که بیسیم دستش بود داشت فریاد میزد  :پراید . پراید . نگاهم را برگرداندم دیدم یک پراید زرد رنگ دارد می رود . به آن یارو که بیسیم دستش بود دقت کردم دیدم ادامه داد: چرا داری خالی میری ؟ چرا اینا رو سوار نمیکنی؟ 
خلاصه کلام این که مشکل بنزین نیست مشکل بی سامانی تاکسی هاست که باید حل شود . 
و این جز با همت تاکسی رانی امکان پذیر نیست. 
البته کار رسانه های گروهی هم بی تاثیر نخواهد بود . 
 

 

نوشته شده توسط سید علی علوی | موضوع: سیاسی - اجتماعی | لینک ثابت |
چهارشنبه هفتم شهریور 1386 ساعت 20:51

بسم الله الرحمن الرحیم

آقا پس کی ما ظهور میکنیم ؟

آقا پس کی ما تکانی به خودمان می دهیم ؟

آقا پس کی ما از خواب غفلت بیدار شده و نفس را شناخته و قدم در راه رسیدن به تو میگذاریم ؟

آقا قرار نیست تو ظهور کنی ...

این ما هستیم که باید ظهور کنیم .

پس به جای این که بگویم پس کی می آیی باید بگویم پس کی می آیم ؟

اما آمدن من بسته به کمک توست ،

تو که واسطه فیض بین زمین و آسمانی .تو که یک غمزه چشمت دل عالم ببرد!

آقا نگاهی کن تا تمام پستی و بلندیها را پشت سر گذارده در رکاب تو فدا شوم .

 

چگونه مسکن گران می شود ؟

امروز حسین (داداش بزرگتر- مسئول مالی یک مرکز توزیع کاشی در شیراز) میگفت : کارخانه کاشی فلان گفته 3 درصد باید بیشتر بدهید ، چون مالیات است . من هم گفتم باشه ، اشکالی نداره ، ما هم سه درصد می کشیم روی قیمت .

بعد پیمانکار سه درصد میکشد روی قیمت ، بعد فروشنده سه درصد می کشد روی قیمت و بعد مشتری باید با سه درصد بیشتر بخرد.

حال کاشی را برداریم جایش سیمان ، خاک ، آجر و ... بگذاریم.

  

یانگوم

دیشب ، حرف قشنگی در مورد یانگوم شنیدم ، میگفت : همان موقعی که این یانگوم در قصر به دنبال رسیدن به مراتب بالاتر دربار بود ، مردم عادی در کره داشتند  از گرسنگی می مردند.

نوشته شده توسط سید علی علوی | موضوع: سیاسی - اجتماعی | لینک ثابت |