تبليغاتX
www.nasl3vomi.ir
رسانه ای برای نسل سوم
جمعه یازدهم مرداد 1387 ساعت 19:35

دیگه خسته شدم از جلسات بی نتیجه

حضرت علامه به عمل کار برآید
به سخنرانی نیست

نوشته شده توسط سید علی علوی | موضوع: دست نوشته | لینک ثابت |
پنجشنبه بیستم تیر 1387 ساعت 23:21
بسم الله

نمیدونم این مخابرات نامرد چرا اینقدر دروغ میگه ؟

قبض موبایل من ۶۰ هزار تومن اومده مهلت پرداختش هم ۱۰ تیرماه بوده.

امروز پدرم در اومد از بس سر کلاس موبایلم زنگ خورد و نمیتونستم جواب بدم . حالا همه از دستم عاصی میشن . اصلا بعضی وقتا هم حوصله جواب دادن ندارم . بعضی وقتا هم موبایل تو جیب شلوارمه روی چوب لباسی آویزونه.

از اس ام اسهای محبت آمیز هم صدتایی یکی رو جواب میدم .

یکی میگفت: تو چقدر نامردی؟! رفیق برای خودت نمیذاری! چرا اس ام اس ها رو جواب نمیدی؟

خدا شاهده از وقتی برگشتم شیراز آرزوی چند دقیقه خلوت به دلم مونده . کاش تو همون اصفهان مونده بودم . حداقل بعضی روزها هم حجره ای ها میرفتن پی کارشون آدم تنهایی صفا میکرد.

از موبایل بدم میاد . من میخوام تنها باشم .

یعنی چی دیگر هیچ کس تنها نیست ؟  

هی بنشین و به بچه ها زنگ بزن

بنشین و به هادی و هُدا زنگ بزن

خسته نشدی به این و آن زنگیدی ؟!

یک نیمه شبی هم به خدا زنگ بزن ! 

شعر : صادق خودمون

نوشته شده توسط سید علی علوی | موضوع: دست نوشته | لینک ثابت |
جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 ساعت 0:53
بسم الله الرحمن الرحیم

نمیدونم کی(چه زمانی) بود؟

خبر رسید آقای طافحی فوت شده ، خیلی متاثر شدم . آخه اون موقع اصفهان بودم.
طافحی ! حجت الاسلام طافحی. یادش به خیر!خودش یه پا شهید بود، و روایتگر شهادت.  
خلاصه رفتم مسجد کمر زرین و بعد از نماز از آیت الله ناصری پرسیدم : یکی از کسانی که دوستش داشتیم فوت کرده ، چه کاری براش انجام بدیم خوبه ؟

ایشون فرمودن : نماز قضای یک روزشو بخون ، براش قرآن بخون (و اگر درست خاطرم مونده باشه فرمودن براش زیارت عاشورا هم بخون).

امروز نمیدونم توی نماز بود یا بعد از نماز یادم افتاد به شهدای خودمون ، گفتم پیشنهاد بدم هر کس ارتباطی در زمان حیات بر هر کدوم از شهداء داشته یا الان میخواد کاری انجام بده به سفارشهای فوق عمل کنه .

شب انفجار با شهید سید محمد جواد علوی ، با هم رفتیم توی حسینیه ، قبل از ورود به ساختمان اصلی آقای زارع مویدی و حسن ذوالفقاری مسئول و معاون واحد طلاب کانون رو دیدم ایستادم سلام و علیک کردن ؛ رو کردم به پسر عموم گفتم ، شما برو من بعد میام .
اون رفت !
و من منتظر این بعد هستم تا کی فرا رسد و به او بپیوندم ؟!

انشالله

نوشته شده توسط سید علی علوی | موضوع: دست نوشته | لینک ثابت |
چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت 17:1
بسم الله الرحمن الرحیم

همه ی ما همه فن حریف شدیم . هیچ کداممان نرفتیم دنبال یک چیز خاص یا اگر رفتیم هم مجبور شدیم برای پر کردن زوایای دیگش همه فن حریف شیم .
مثلا محقق ما برای این که حرفش به گوش ملت برسه مجبوره بره کلی زور بزنه کار کردن با رسانه رو یاد بگیره بعد اون وقت متخصصین رسانه و فنی های این جریان دنبال محتوا برای کارشون میگردن.
این جریان در شیراز خیلی مشهوده. اصلا بستر برای تخصص گرائی فراهم نشده.

چرا ؟
چه کسی میخواهد این کار را انجام بدهد ؟
ما چه فکری برای این جریان کرده ایم ؟

خیلی حرفها برای نوشتن دارم اما افسوس که نوشته هایم غیر قابل نوشتن اند .

راستی دنبال یه قالب درست و حسابی میگردم هر که سراغ داشت یه بوق بزنه .

مطالب جالب دیگران :
جواد  یه مطلب عالی و خلاصه شده از رحیم پور ازغدی زده که اگه همفکر من باشید کلی روحتون حال میاد .
هادی   یه سایت پیداکرده به نام 5روز که بخشی از آمال و آرزوهاش تو اون تحقق یافته. به نفعتونه مطلب رو بخونید چون بی ربط با مطلب من هم نیست . 
امید  هم که با استاد حزب اللهیش و انقلاب و ... صفا کرده و یه صفایی هم به ما داد.
چند تا از سایتهای ارزشی که میخوندم به خاطر گفتن سخن حق فیلتر شدن . مثل این که باید دنبال فیلتر شکن بگردیم .   

نوشته شده توسط سید علی علوی | موضوع: دست نوشته | لینک ثابت |
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ساعت 8:56
بسم الله الرحمن الرحیم

روز به روز آخرالزمان بودن این دوره و زمانه بیشتر برایم منکشف می شود.

از نشانه های اخیرش نشستن شاکی به جای متهم و متهم به جای شاکی بود. حیرت زده این قضیه رو نگاه میکنم چگونه مومنین! ما مظلومی را زیر باد سخنان و اتهامات خود قرار می دهند در حالی که انگشت اتهام مستقیما به سمت آنان دراز است که چرا کم کاری کرده و اصلا پا در میدان نگذاشته اند .

با یک مصداق در ذهنم این نتیجه حاصل شد اما الان که بهتر نگاه میکنم میبینم مصادیق مختلفی براش پیدا کردم که ذکرشون نیاز به تفصیل داره .

از اول دهه محرم جمع سه چهار نفره بچه های مسجدمون رو مجبور کردم ده دقیقه پای منبرم بشینن البته هیچ برنامه و مطالعه خاصی براش نداشتم و فقط شعر ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی حافظ رو مایه ی اصلی صحبت قرار دادم .

اتفاقا خودم بیشتر از حرفام استفاده کردم . مخصوصا این بیتش : 

دست از مس وجود چو مردان ره بشوی

تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی

نوشته شده توسط سید علی علوی | موضوع: دست نوشته | لینک ثابت |
شنبه پنجم آبان 1386 ساعت 0:14

بسم الله الرحمن الرحیم

دلا رفيق سفر بخت نيکخواهت بس    نسيم روضه شيراز پيک راهت بس 

دگر ز منزل جانان سفر مکن درويش    که سير معنوي و کنج خانقاهت بس 

وگر کمين بگشايد غمي ز گوشه  دل حريم درگه پير مغان پناهت بس 

به صدر مصطبه بنشين و ساغر مي‌نوش    که اين قدر ز جهان کسب مال و جاهت بس 

زيادتي مطلب کار بر خود آسان کن    صراحي مي لعل و بتي چو ماهت بس 

فلک به مردم نادان دهد زمام مراد    تو اهل فضلي و دانش همين گناهت بس 

هواي مسکن ملوف و عهد يار قديم    ز ره روان سفرکرده عذرخواهت بس 

به منت دگران خو مکن که در دو جهان    رضاي ايزد و انعام پادشاهت بس 

به هيچ ورد دگر نيست حاجت اي حافظ    دعاي نيم شب و درس صبحگاهت بس 

نوشته شده توسط سید علی علوی | موضوع: دست نوشته | لینک ثابت |
شنبه چهاردهم مهر 1386 ساعت 5:46
تا کی قناری قفس دیگران شدن ؟
بیگانه با درون و کس دیگران شدن ؟

تا چند در هوای رسیدن به نغمه ای
چو نی طفیلی نفس دیگران شدن ؟

نفرین به من که ثانیه ای خود نبوده ام
از بس که داشتم هوس دیگران شدن

در شهر ما مرام جماعت دوگانگی است
ساقی بزم خود عسس دیگران شدن

در مزرع وجود علف های هرزه ایم
تقدیر تلخمان : هوس دیگران شدن

مهدی عابدی (مجله سوره ش۲۳ ص ۲۹)

نوشته شده توسط سید علی علوی | موضوع: دست نوشته | لینک ثابت |
جمعه بیست و سوم شهریور 1386 ساعت 15:4

بسم الله الرحمن الرحیم

قم

ورودی شهر قم ، تواضع شهر را به تو گوشزد می کند ، از همان جاده ای که کنار آن سوهان فروشها ارتزاق میکنند شهر به استقبالت می آید و تو را در آغوش میگیرد ، اصلا احساس غریبی نمیکنی.تو هم میروی در چاله دایره گونه قم ، و به حلقه ی معنویت که نگین آن حضرت معصومه سلام الله علیهاست وارد میشوی.

اصفهان 

اما ورودی اصفهان ، آن بزگراهی که شهر را احاطه نموده تکنولوژی را به تو یاد آوری میکند . از همان جا از تو دعوت میکند بروی و چهار باغ و سی و سه پل و میدان امام و پل خواجو را ببینی و لذت ببری . اما سنگین است ، با وقار و به خودش می بالد ،  سینه جلو می اندازد و برای یک بازدید موقت ، یادت نرود موقت! از تو دعوت میکند .

شیراز

و اما شیراز ، دروازه قرآنش گوشه ای کز کرده است ، در عوض آرامگاه خواجوی کرمانی که نه! کوهی که آرامگاه در دل آن واقع شده با زرق و برقهای فراوانش تو را به عیش و نوش دعوت میکند ، اصلا نمیگذارد به دروازه قرآن نگاه کنی ، سرت را که برگردانی پارک کوهپایه تو را به آغوش لذت گرایی و رفاه طلبی می خواند و آن طرف تر اصلا از میدان طاووس اثری باقی نمانده است .

نوشته شده توسط سید علی علوی | موضوع: دست نوشته | لینک ثابت |
سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 5:9
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

به علت بد بودن ادیتور پارسی بلاگ آمدم اینجا . اگر خوب بود که فبها و گرنه بر میگردم به همون خراب شده اولی :

http://nasl3vomi.parsiblog.com

 

نوشته شده توسط سید علی علوی | موضوع: دست نوشته | لینک ثابت |